پارسیان شرقی

صدای یک ملت بی صدا

روز جهانی پرستار؛ پرستاران افغانستان زیر سایه بحران، فشار و فراموشی

پرستاران در جامعه‌ای مثل افغانستان، تنها دستیاران صحی نیستند؛ آنان ستون‌های اصلی نظام سلامت‌اند و در بسیاری مناطق، یگانه ارایه‌دهنده‌گان خدمات درمانی به شمار می‌روند. بزرگداشت از پرستاران و ارج‌گذاری به وظیفه آنان، نه صرفاً یک عمل انسانی و احترام به حرفه پرستاری است، بلکه پاسداشت فداکاری‌ها و شجاعت کسانی است که در شرایط دشوار و زیر فشارهای طاقت‌فرسا، سلامت دیگران را بر آسایش شخصی خود ترجیح می‌دهند. روز جهانی پرستاران، فرصتی است برای یادآوری شرایط کاری آنان، شنیدن خواسته‌ها و تاکید بر ضرورت سرمایه‌گذاری در حمایت و بهبود این حرفه. دوازدهم می، مصادف با سال‌روز تولد فلورانس نایتینگل، پرستار بریتانیایی و بنیان‌گذار پرستاری مدرن است؛ کسی که اصلاحاتش شیوه درمان بیماران را دگرگون ساخت. این روز نمادین، در افغانستان اهمیتی دوچندان دارد؛ جایی که نیمی از جامعه از ورود به این حرفه محروم‌اند و آنان که در این عرصه مشغول‌اند، با دشواری‌ها و نارضایتی‌های فراوان دست‌به‌گریبان‌اند.

شورای بین‌المللی پرستاران هر سال متناسب با چالش‌های سلامت و اولویت‌های پرستاری، موضوعی را برای این روز جهانی تعیین می‌کند. موضوع سال ۲۰۲۶ چنین است: «پرستاران ما، آینده ما؛ پرستاران توانمند جان‌ها را نجات می‌دهند.» این شعار در حقیقت یک فراخوان جهانی برای اقدام است؛ تاکیدی بر اهمیت حرفه پرستاری و دعوتی به اصلاح شرایط این بخش. هدف آن تنها بهبود وضعیت موجود نیست، بلکه دگرگونی بنیادین به سود پرستاران است؛ قرار دادن آنان در مرکز نهادهای صحی، تقویت توانمندی‌های‌شان و ایجاد اصلاحات سیاستی برای توسعه حرفه‌ای. اما پرسش این‌جاست: در افغانستان چه کسی از این روز بزرگداشت می‌کند؟ پرستاران ما در چه وضعیتی به سر می‌برند؟ آیا صدای آنان شنیده می‌شود؟ خواسته‌های‌شان چیست؟

افغانستان پس از بازگشت طالبان به‌لحاظ آموزشی فلج شد. امروز نیمی از جامعه از آموزش محروم‌اند؛ نه در بخش صحی و نه در هیچ عرصه دیگر اجازه یادگیری ندارند. پس از بسته شدن درهای دانشگاه‌ها، انستیتوت‌های صحی که آموزش پرستاری و قابله‌گی ارایه می‌کردند، تنها امید دختران بودند؛ اما از سال ۲۰۲۳ به بعد، این امید نیز به روی آنان بسته شد. اکنون افغانستان نه تنها با کمبود شدید نیروی صحی مواجه است، بلکه هیچ نیروی زن در حال آموزش در این بخش وجود ندارد. این در حالی است که بخش عمده‌ای از جامعه ترجیح می‌دهد زنان نزد داکتران زن درمان شوند و خود رژیم طالبان نیز با سیاست‌های جنسیتی سخت‌گیرانه، حضور مختلط زنان و مردان را در شفاخانه‌ها ممنوع کرده است.

راحیل یکی از پرستارانی است که بیش از هشت سال در یکی از شفاخانه‌های دولتی مشغول کار است. او سه فرزند دارد و کوچک‌ترین‌شان تنها سه‌روزه است. در گفت‌وگو با روزنامه ۸صبح، نگرانی‌اش از بازگشت به کار پس از ۴۲ روز رخصتی ولادی آشکار بود؛ هم‌زمان باید میان مراقبت از نوزاد و وظیفه پرستاری تعادل برقرار کند. او می‌گوید: «قبلاً رخصتی ولادی سه ماه بود و در این مدت طفل آن‌قدر رشد می‌کرد که می‌توانستم به کسی دیگر بسپارمش. اما حالا فقط ۴۵ روز است.» در شفاخانه نیز هیچ تسهیلاتی برای نگهداری کودکان وجود ندارد و او ناچار است فرزندانش را به مادر یا مادرشوهرش بسپارد.

طبق معیارهای جهانی، در برابر هر داکتر باید چهار پرستار حضور داشته باشند. اما شفاخانه‌های افغانستان با کمبود شدید پرستار مواجه‌اند و این کمبود فشار کاری را بر دوش پرستاران چند برابر کرده است. راحیل توضیح می‌دهد: «تعداد پرستاران کم است و شیفت‌ها بسیار سنگین. در بخش زنان این کمبود بیش‌تر است؛ ما نرس زن کم داریم، در حالی‌که تعداد مردان بیش‌تر است.» این کمبود نه تنها کیفیت مراقبت را پایین آورده، بلکه باعث تاخیر در رسیده‌گی به بیماران شده و خشم و بی‌اعتمادی مردم را برانگیخته است. فروزان، پرستار دیگری، می‌گوید: «ازدحام مریضان خیلی زیاد است. هرچند رسیده‌گی دشوار است، اما ما تلاش می‌کنیم به همه برسیم. مشکل دیگر پایین بودن سطح آگاهی مردم است.»

تبعیض جنسیتی در تقسیم شیفت‌ها نیز آشکار است. مردان هر سه شب یک‌بار نوکری می‌دهند، اما زنان مجبورند هر دو شب یک‌بار در شفاخانه حاضر شوند. راحیل می‌گوید: «چون تعداد زنان پرستار کم است، ما مجبوریم دو شب در میان نوکری بدهیم. دو پرستار باید هم‌زمان به اتاق عملیات، بیماران داخله، اطفال، اتاق عاجل و بیماران سوءتغذیه رسیده‌گی کنیم.» این حجم کار، فراتر از توان انسانی، نشان‌دهنده فشار مضاعفی است که بر پرستاران زن تحمیل می‌شود.

با وجود این مسوولیت سنگین، معاش پرستاران بسیار اندک است. راحیل می‌گوید تنها سه هزار افغانی را صرف کرایه موتر می‌کند و اگر مجبور نبود و علاقه‌ای به این حرفه نداشت، ادامه نمی‌داد. او هر روز یک‌ونیم ساعت راه را طی می‌کند تا به شفاخانه برسد، بی‌آن‌که امتیاز قابل توجهی دریافت کند. غذای صبح و چاشت را نیز باید خودشان تهیه کنند و تنها در شب‌های نوکری، شفاخانه غذایی فراهم می‌کند؛ غذایی که به گفته او و فروزان، نه باکیفیت است و نه کافی. فروزان تاکید می‌کند: «اگر شفاخانه همیشه نمی‌تواند غذا بدهد، حداقل همان غذایی که می‌دهد باید باکیفیت باشد.»

در کنار کیفیت پایین خدمات، معاش اندک و حجم سنگین کار، قیودات و محدودیت‌های طالبان نیز به یکی از چالش‌های عمده پرستاران زن بدل شده است. از سوی امر به معروف طالبان، به آنان دستور داده شده که با مردان ـ چه داکتر و چه نرس ـ دیده نشوند. فروزان می‌گوید: «به ما گفته شده که حجاب را رعایت کنیم.» راحیل نیز اضافه می‌کند: «ما حق نداریم بدون ماسک باشیم. لباس ما باید دراز باشد و بدون ضرورت با مردان صحبت نکنیم و دستورات دیگر…» این اوامر تنها روی کاغذ نیستند؛ طالبان گاه‌وبی‌گاه وارد شفاخانه می‌شوند و بررسی می‌کنند تا مطمین شوند هیچ تخطی از دستورات‌شان صورت نگرفته است. این حضور مداوم، فضای کاری را به محیطی پر از ترس و نظارت بدل کرده است.

بیشتر از پارسیان شرقی کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب

بیشتر از پارسیان شرقی کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب