در نوشته قبلی زیر عنوان «همدستی با شیطان؛ چگونه با نیت خیر به بلندگوی نفرت تبدیل میشویم؟» از این واقعیت تلخ پرده برداشتیم که چگونه نیتهای خیرخواهانه ما برای افشای ادبیات نفرت، در دام الگوریتمهای رسانههای اجتماعی میافتد و ما را ناخواسته به بلندگوی نفرت تبدیل میکند. در پرتو نوشته قبلی، پرسشی که ممکن است در ذهن خیلی از مخاطبان شکل بگیرد، این است که اگر بازنشر محتوای نفرتانگیز به منظور آگاهسازی مردم از وجود چنین محتوایی راه چاره نیست، پس چه باید کرد؟ چگونه میتوان در برابر گسترش روزافزون نفرت در شبکههای اجتماعی میان کاربران افغان، کنشگری موثر و عملی داشت؟
در این یادداشت به چهار راهکار عملی اشاره میشود که به ما کمک میکند از بازتولید نفرت در فضای آنلاین، مانند شبکههای اجتماعی، دوری کنیم.
نخستین و مهمترین گام، درک این مطلب است که در فضای مجازی، محتوایی را که میدانیم نفرتانگیز است نادیده بگیریم. در فرهنگ ما گاهی به اشتباه فکر میکنیم که سکوت نشانه ضعف است. واقعیت اما این است که در فضای دیجیتال، سکوت در برابر محتوای نفرتانگیز باعث میشود آن محتوا کمتر در معرض دید دیگران قرار بگیرد و در نتیجه پیامد کمتری داشته باشد. وقتی با مطلبی مواجه میشوید که به قومیت، زبان یا باورهای شما یا دیگران توهین میکند، بزرگترین ضربه به شخصی که آن محتوا را نشر کرده یا صفحهای که در آن نشر شده، عبور کردن از آن بدون کوچکترین واکنش است.
نکته دوم که باید در نظر داشته باشید، این است که به جای اینکه وقت خود را صرف پاسخ دادن به یک فرد متعصب یا نفرتپراکن کنید، همان وقت را صرف تولید محتوای مثبت درباره همان موضوع کنید. روایتهای انسانی و غیرتقابلی، بهویژه زمانی که بدون بازتولید مستقیم گفتار نفرتآمیز ارایه شوند، میتوانند بر مخاطبان مردد و میانهرو تاثیر بیشتری در کاهش گرایش به قطبیشدن و افراطگرایی داشته باشند. مثلاً اگر کسی علیه یک قوم یا گروه خاص در افغانستان شایعهپراکنی یا محتوای نفرتانگیز نشر میکند، به جای بازنشر آن، ولو به نیت تقبیح و محکوم کردن، داستانی از موفقیت، همدلی یا یک نمونه عینی از همزیستی مسالمتآمیز آن گروه را منتشر کنید. با این کار، شما بدون دادن اعتبار به محتوای نفرتانگیز یا عامل آن، فضا را با روایت درست پر میکنید.
نکته سوم، استفاده از گزینه ریپورت است که در شبکههای اجتماعی وجود دارد. بسیاری از کاربران افغان تصور میکنند که با گذاشتن لینک یک صفحه توهینآمیز در صفحه خود و درخواست از دیگران برای ریپورت کردن آن، کار مفیدی انجام میدهند. این در حالی است که بهصورت ناخواسته به گسترش و بیشتر دیده شدن محتوای نفرتانگیز کمک میکنند. بنابراین، بهتر است به جای عمومی کردن آن مطلب، از گزینه ریپورت به تنهایی استفاده کنید. پژوهشهای مربوط به الگوریتمهای شبکههای اجتماعی نشان میدهند که بازنشر عمومی محتوای نفرتپراکن، حتا با نیت انتقاد یا ریپورت، میتواند به افزایش تعامل و دیدهشدن آن محتوا کمک کند؛ زیرا الگوریتمها معمولاً محتوای پُرتعامل را بیشتر توزیع میکنند. به همین دلیل، اگر میخواهید دیگران هم ریپورت کنند، این کار را در پیامهای خصوصی انجام دهید، نه با پست عمومی.
آخرین نکته، فکر کردن پیش از نشر یا بازنشر محتوای نفرتانگیز است. در مقاله قبلی اشاره کردم که کلمات با بار احساسی، شانس بازنشر را افزایش میدهند. پنیکوک و همکارانش در تحقیقی که در سال ۲۰۲۰ پیرامون مقابله با اطلاعات نادرست در رسانههای اجتماعی منتشر کردند، میگویند که تمایل کاربران به بازنشر اخبار جعلی، بیش از آنکه حاصل سوگیریهای عمدی باشد، ناشی از غفلت موقت از معیار دقت است. برای مقابله با این پدیده، آنان پیشنهاد میکنند کاربران پیش از واکنش یا بازنشر محتوای نفرتانگیز، لحظهای درباره دقت و صحت آن تامل کنند؛ زیرا همین مکث شناختی میتواند احتمال انتشار محتوای احساسی یا گمراهکننده را کاهش دهد. مثلاً وقتی مطلبی را میبینید که محتوای نفرتانگیز دارد یا احساسات شما را جریحهدار میسازد، پیش از لایک کردن یا کامنت گذاشتن، از خود بپرسید: آیا این مطلب گرهی از مشکلات من یا دیگران باز میکند یا فقط خشم مرا تخلیه میکند؟ در اکثر موارد، متوجه خواهید شد که اشتراکگذاری آن مطلب، تنها به قطبیتر شدن فضا و ایجاد فاصله میان مردم کمک میکند.
در آخر، به یاد داشته باشیم که هر کلیک ما در فضای دیجیتال، عملکردی است که پیامد آن ممکن است فراتر از چیزی باشد که فکر میکنیم. با نادیده گرفتن آگاهانه محتوای تفرقهانگیز و تقویت محتوای انسانی و همدلانه، میتوانیم الگوریتمهای شبکههای اجتماعی را تشویق کنیم که به جای نفرت، زیبایی و همدلی را به ما نشان دهند. در فضای دیجیتال، ما در واقع بلندگوی کسی هستیم که به او توجه میکنیم. پس بیایید این توجه را به کسانی ببخشیم که برای همدلی میان مردم مینویسند، نه برای ویرانی و ایجاد اختلاف.

